على اصغر شميم

627

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

اعطاى اختيارات به سردار سپه سردار سپه ، ضمن كوشش در راه استقرار نفوذ و سلطه‌ى دولت مركزى ايران بر سراسر كشور ، به‌ويژه خوزستان و گرگان ، كه دو مركز عمده‌ى قيام و خودسرى و گردنكشى عليه دولت بود ، ضمن شكايت از مداخلات شاه و وليعهد در امور مملكت ، از مجلس خواست كه يا فرماندهى كل قوا را به او بدهد و يا او را از ادامه‌ى زمامدارى معاف بدارد . مجلس پنجم در ميان موجى شديد از مخالفت اقليت ، فرماندهى كل قوا را كه طبق قانون اساسى خاص مقام سلطنت بود ، به سردار سپه تفويض و به او اختيارات كامل براى استفاده از مقام فرماندهى داد . بدين ترتيب ديگر براى وليعهد كه در غياب احمد شاه ، نيابت سلطنت را بر عهده داشت ، مجال درنگ در ايران باقى نماند و به همين جهت به زودى ايران را به مقصد اروپا ترك گفت . مدت‌ها بود كه در جرايد خارجى و داخلى اخبار گوناگون درباره‌ى تصميم احمد شاه به بازگشت به ايران انتشار مىيافت ولى پس از انتشار هر خبر مبنى بر تصميم شاه ، خبر ديگرى مبنى بر انصراف او از آمدن به ايران در مطبوعات خارجى درج مىشد . براى نمونه دو خبر را از روزنامه‌هاى خارجى در اين‌جا نقل مىكنيم : خبر اول از تايمز لندن مورخ 19 فوريه 1925 ( اسفند 1303 شمسى ) : « رضا خان سردار سپه ، نخست‌وزير ، تصميم مجلس را داير بر انتصاب او به فرماندهى كل قواى ايران با اختيارات كامل قانونى و مسئوليت در قبال مجلس قبول نمود و دوباره از شاه دعوت مىشود تا به ايران مراجعت نمايد « 1 » . . . » . خبر دوم از ديلى تلگراف لندن مورخ 13 اكتبر 1925 ( مهرماه 1304 شمسى ) : « اكنون كه معلوم شده شاه ايران از آمدن به مملكت خود منصرف گرديده ، ممكن است

--> شده‌اند و اين گوينده ( خود عشقى ) با يك من فكل و كراوات ضد جمهورى هستم . . . آيا حقيقتا گوسفندچران‌هاى سقز مىفهمند جمهورى چيست ؛ جمهورى خوردنى است ؟ جمهورى پوشيدنى است ؟ جمهورى را درو مىكنند و يا با جمهورى نان مىپزند ؟ جمهورى اسم جانور است ؟ جمهورى اسم گياه است ؟ بر اثر درج مقالات مزبور و انتشار كاريكاتور انتقادى مظهر « جمهورى » در روزنامه‌ى « قرن بيستم » عشقى بامداد روز دوازدهم تيرماه 1303 شمسى در خانه‌ى خود به دست دو نفر هدف گلوله قرار گرفت و ظهر آن روز بدرود حيات گفت و جنازه‌ى او با تجليل و تكريم بسيار و در ميان اندوه مردم كوچه و بازار به وسيله‌ى دوستان مسلكى و رفقاى سياسى او در گورستان « ابن بابويه » به خاك سپرده شد . ( 1 ) - نقل از كتاب رستاخيز ايران ، گردآورده فتح الله نورى اسفنديارى .